روضة الشهداء
مرحوم ملاحسين واعظى كاشفى
ترجمه حال مؤلف به قلم حضرت آيةالله آقاى حاج شيخ ابوالحسن شعرانى
بسم الله الرحمن الرحيم
مؤلف كتاب روضة الشهدا كمال الدين حسين بن على واعظ كاشفى از بزرگان علم دين و اركان مؤلفين و اساتيد ادب و نثرنويسان فارسى است و نظير او را روزگار كمتر به ياد دارد در مائه نهم مىزيست و گويند شوهر خواهر ملاعبدالرحمن جامى است.
اصلا از مردم سبزوار است و در اين شهر به وعظ مىپرداخت پس از آن چندى به نيشابور و از آن جا به مشهد مقدس رفت و در آن جا نيز به وعظ اشتغال داشت پس از آن به هرات رفت و در عهد سلطنت سلطان حسين ميرزا بايقرا (883 - 911) و در دربار او نهايت اعزاز و احترام ديد. وزير دانشپرور او امير علىشير نوايى او را تشويق بسيار مىكرد و به تاليف و تصنيف ترغيب مىفرمود چون هم در علوم دينى و انواع آن به حد كمال بود و هم در نويسندگى و ادب از بزرگترين اساتيد فن خويش و كمتر اين دو كمال در كسى مجتمع باشد و آن كه جمع دارد بايد قدر خويش بداند وقت بيهوده از دست ندهد كه مردم از او فائده بسيار برند و اتفاقا امير علىشير نوايى ارزش او را دانست و قدر او را شناخت.
ادامه مطلب...
مذهب كاشفى
گرچه دانستن مذهب مردم فائده معقول ندارد مگر آن چه قاضى نورالله ششترى در مجالس المؤمنين قصد كرده يعنى تكثير سواد خواسته چون وقتى عامه مردم بدانند بسيارى از بزرگان حكما و عرفا و ادبا و عقلا و مردمان برجسته روزگار دوستدار اهل بيت و وابسته به آنان بودند بيشتر رغبت در اين مذهب مىكنند بر خلاف طريقه آنان كه هر عاقلى مانند ابوعلى سينا و فارابى و امثال آنها را بىدين يا خارج از مذهب دانستند قهرا سبب مىشود كه مردم پندارند هر كس عقل نداشت و چيزى نمىدانست مسلمان بود و هر كس چيزى دانست از اسلام بيرون رفت.
بارى ملاحسين كاشفى يا شيعى بود در باطن يا اگر سنى بود و به مذهب ابوحنيفه تظاهر مىكرد در اصول با يك نفر عالم شيعى فرق نداشت و بسيارند در ميان علماى اهل سنت كه با شيعه فرق ندارند جز در احترام صحابه چنان كه در شيعه بسيارند كسانى كه در همه عمر حرمت صحابه را در ظاهر محفوظ داشتند.
گرچه بناى تأليفات ملاحسين كاشفى بر روش اهل سنت است اما هيچ شيعى هم ابتكارى مانند روضة الشهدا نكرده است.
قاضى نورالله گويد: معاشرت با امراى هرات مخصوصا با امير علىشير او را به تظاهر به مذهب آنها واداشت وگرنه مردم سبزوار پيوسته شيعه بودند و ملاحسين هم در سبزوار متولد شده و پرورش يافته بود.
ادامه مطلب...
به بركت نام ابىعبدالله عليهالسلام كتاب روضة الشهداء مىتوان گفت بيش از هر كتاب فارسى در افكار و عقايد مردم رسوخ كرده و در قلوب آنان مؤثر واقع شده.
از مطالب و منقولات آن گذشته تعبير و سياق و طرز بيان و كيفيت تنسيق حكايات و مراعات تناسب چنان خوانندگان زمان خود و پس از خود را شيفته خود ساخت كه دهان به دهان و قلم به قلم از سينه به سينه و از كتابى به كتابى نقل گرديده است.
مهارت نويسنده در وعظ و تسخير قلوب به حدى است كه در وصف نمىآيد و از آن بايد قياس گرفت كه هنگام حيات در مواعظ شفاهى چه تأثير در مستمعين مىكرده است و به راستى كلمه واعظ مطلق كه براى او برگزيدهاند به جا بوده است اگر مذهب تشيع داشت در بيان موضوع داد سخن داده است و اگر به مذهب اهل سنت بوده سبق از شيعيان بوده است و روش آنان را به آنها آموخته است.
ادامه مطلب...
پيروزى خون بر شمشير و بقاى دين
از قـرن هـاى متمادى، نهضت عاشورا به عنوان مظهر تجلى جنگ حق و بـاطل و روز عاشور، روز فداكارى و جان بازى در راه دين و حريت شـناخته شده است. حسين بن على(ع) در چنين روز تاريخى با يارانى انـدك ولـى ايمانى سرشار و پرصلابت با سپاه سنگ دل يزيد به مصاف پـرداخـت و كـربـلا را صحنه خونين عشق و شهادت ساخت و آزادگى، و حـريت را در بستر تاريخ صلا داد، و آزادمردان و آزادزنانى را در دامـن فـرهـنگ خود پرورد كه پرچم حريت را به دوش كشيدند و نهضت هايى را پديد آوردند.
عـاشورا يك روز بيش نبود اما شعاع تاثير آن به ابديت كشيده شده اسـت و چـنـان وجدان هاى حساس و دل هاى پاك را تحت تاثير فرهنگ خـود قـرار داده كه در دهه محرم هر سال در اكثر نقاط مجالس عزا و سوگوارى برپا مى شود.
امام خمينى(ره) درباره قيام عاشورا فرمودند: عاشورا قيام عدالت خـواهـان بـا عددى قليل و ايمان و عشقى بزرگ در مقابل ستم گران كـاخ نـشـيـن و مـسـتكبران غارت گر بود. اگر قيام عاشورا نبود، ابوسفيانيان قلم سرخ بر رخسار وحى و قرآن مى كشيدند.
ادامه مطلب...
اهداء به پيشگاه سرور و سالار شهيدان حضرت ابى عبدّاللّه الحسين (ع ) مظلوم كربلا...
و تقديم به روح پر فتوح مرحوم حضرت حجّة الاسلام و المسلمين حاج سيّد محمود موسوى هشترودى (ره ) والد محترم حضرت حجّة الاسلام و المسلمين حاج سيّد طه موسوى هشترودى (حفظه اللّه ) كه حقّا در تدوين و چاپ اين كتاب و آثار ديگر اينجانب زحمات وافرى را متحمل گرديده اند، و با قلم مؤثّر و شيواى خويش كتابهاى اينجانب را به مقدّمه اى زيبا مزيّن فرموده اند، اميد است ثواب اين كتاب و دعاى خوانندگان محترم به روح بلند و ملكوتى والد محترم ايشان كه حقيقتا عاشق ابى عبداللّه (ع ) بوده است ، برسد.
همچنين بدينوسيله از جناب مستطاب حضرت حجّة الاسلام و المسلمين سيّد عبداللّه حسينى (حفظه اللّه ) مديريّت محترم انتشارات مهدى يار كه در چاپ و نشر كتب اينجانب زحمات شايانى كشيده اند، تشكّر و قدر دانى مى گردد، و از خداوند منّان مسئلت دارم به ايشان توفيق روزافزون عنايت فرمايد، كه حقّا در نشر فرهنگ غنى اهل بيت (ع ) تلاش مجدّانه اى را به انجام رسانيده اند. سعيكم مشكورا
ادامه مطلب...
مرحوم جنّت مكان حاج حسين نورى در دارالسلام خود نقل كرده است كه در كتاب كلمه طيّبه از مرحوم ميرزا سيد على صاحب شرح كبير كه مى فرمايد: من عصرهاى پنجشنبه مواظبت داشتم به زيارت قبرهائى كه در اطراف خيمه گاه است .
شبى در عالم رؤ يا ديدم كه رفته ام به زيارت همان قبرها، ناگهان شنيدم هاتفى به زبان فارسى مى گويد: خوشا به حال كسى كه در اين زمين مقدس ( كربلا) مدفون شود، اگر چه با هزاران گناه باشد از هول قيامت سالم مى ماند، و هيهات كه از هول قيامت سلامت باشد، كسى كه در اين زمين دفن نشود. (3)
ادامه مطلب...
بعضى گفته اند: كربلا مشتق از كَربَله ، بفتح كاف و باء موحده بر وزن عنفله ،بمعنى رخوت و نرمى است ، يقال به كربله (اى رخوة فى قدميه ) بخاطر آنكه خاك كربلا نرم بود0 و يا از كربلا است بمعنى ((الخالص الزّكى يقال كَربَل الحِنطَة اِذا انفّاها فسميت بذلك لان ارضها خالصة طيَّبة )) و يا از كربل بر وزن جعفر است . و كربل نام علفى است كه بسيار سرخ و برّاق مى باشد زيرا كه از آن علف در آن سرزمين بسيار بود.
البته كربلا مركب است از دو كلمه كرب و بلا و بخاطر كثرت استعمال كربلا شده است . زيرا كه روايت مى باشد كه بهترين اولاد پيغمبران در آنجا به شهادت ميرسند و سر انور اكثر ايشان را در آن زمين با لب تشنه بريدند و ملائكه ها هزار سال قبل از شهادت سيّدالشهداء - عليه آلاف التحيّة و الثناء - آن مكان شريف را زيارت ميكردند.
و قد قتل فيها قبل الحسين عليه السلام ماءئة نبىّ و ماءئة سبط و انّها تزفّ الى الجنة بطينها و شجرها و جميع ما فيها كما تزفّ العروس الى ازواجها
ادامه مطلب...
روايت شده است ، وقتى كه جناب سلمان (ره ) از جانب اميرالمؤمنين عليه السلام به حكومت مداين مأ مور گرديد، و عازم مدائن شد، آن عالى مقام با كاروانى همراه شد، و به درازگوشى سوار شده بود به منزل مى رفتند.
و قانون آن جناب بود كه يك فرسخ راه را سوار الاغ ميشد، و يك فرسخ راه را پياده مى رفت تا آن حيوان هم ناراحت نشود، و در ميان اهل قافله قانونِ مراعات احوال حيوانِ مركوب آن جناب معروف و معلوم شده بود.
در منزلى از منازل كه نوبت سوارى الاغ بود، آنجناب سوار شده و به قدر نيم فرسخ سوار بود، كه ناگاه اهل قافله ديدند، آن جناب بى اختيار از الاغ مركوب خود پياده شد، و بى اختيار خود را به زمين انداخت و زمين را به آغوش كشيد، و مانند ابر بهارى زار زار ميگريست ، اهل قافله متعجب شدند وبه سوى ايشان متو جّه شدند.
ادامه مطلب...
مرحوم تاج الدّين حسن سلطان محمد( رضوان اللّه تعالى عليه ) در كتاب خود مينويسد
در بغداد مرد فاسقى بود كه هنگام احتضار وصيّت كرده بود كه مرا ببريد نجف اشرف دفن كنيد شايد خداوند مرا بيامرزد و بخاطر حضرت امير المومنين عليه السلام ببخشد.
چون وفات كرد قوم و خويشان او حسب الوصيّة او را غسل داده و كفن نمودند و در تابوتى گذاردند و بسوى نجف حمل كردند.
شب حضرت امير عليه السلام به خواب بعضى از خدّام حرم خود آمدند، و فرمودند: فردا صبح نعش يك فاسق را از بغداد مى آورند كه در زمين نجف دفن كنند، برويد و مانع اين كار شويد! و نگذاريد او را در جوار من دفن كنند.
فردا كه شد خدّام حرم مطهّر يكديگر را خبر كردند، رفتند و در بيرون دروازه نجف ايستادند، كه نگذارند كه نعش آن فاسق را وارد كنند، هر قدر انتظار كشيدند كسى را نياوردند.
ادامه مطلب...
عن الصّادق عليه السلام انّ ارض الكعبة قال مَن مِثلى و قد بنى بيت اللّه على ظهرى ياتينى النّاس من كل فجّ عميق و جعلت حرم اللّه و امنه ، فاوحى اللّه اليها كفّى و قرّى ما فضل ما فضّلت به فيها اعطيت ارض كربلا الّا بمنزلة الّا برّة غمت فى البحر فحملت من مأ البحر و لولا تربة الحسين عليه السلام ما فضّلتك و لولا ما ضمّنة كربلا لما خلقتك و لا خلقت الذّى افتخرت به فقرىّ و استقرّى و كونى دنيا متواضعا ذليلا مهيمنا غير مستنكف و لا مستكبر لارض كربلا والّا مسخنده و هويت بك فى نار جهنّم .
ترجمه : امام صادق عليه السلام فرمودند: مكه سخن گفت به كرامت هاى خداوند تفاخر نمود و گفت : كيست مانند من و حال آنكه خانه خدا روى من بنا شده و مردم از اطراف به جانب من مى آيند، چون مكّه تفاخر نمود وحى شد، كه اى مكّه بجاى خود باش ، نيست فضل خانه كه سبب فضل تو است در جنب فضل كربلا، مگر به مانند سوزنى كه در دريا فرو برند، پس چه اندازه آب از دريا برميدارد،
ادامه مطلب...
صفحه قبل1...7891011...47صفحه بعد