اى فلك شد خانه ايمان خراب از دست تو
باغبانى هر نهالى را كه در بستان دهر بعد حيدر نزد دونان خواجه عالم حسن كردى افسادى بعهد مجتبى اصلاح نام گشت غالب بر حسن فرزند بوسفيان به ظلم آل احمد شد ذليل فرقه بى اعتماد كاكل اكبر پريشان قامت عباس خم
ادامه مطلب...
يا رسول الله سيل فتنه و طغيان ببين
تكيه زن بر مسند موسى نگر فرعون را يا رسول الله سر بر دار از خاك حجاز يا رسول الله بر فرزند دلبندت حسين آن كه فرمودى ((حسين منى)) اندر شاءن او يا رسول در قربانگه كوى حسين يك طرف اخوان او آماده جان ياختن كشتى نوح نبى ، گر يافت از طوفان نجات اى پدر چندان مسافت از نجف تا كوفه نيست ما در اين صحرا غريب و بت پرستان مى كشند سينه پيران ، فكار از خنجر پران نگر
ادامه مطلب...
چون خداوند از دو حرف ((كن)) صلايى آفريد
قلب را گنجينه خواند و نفس را بر وى گماشت چون بلا را از براى امتحان ايجاد كرد انبيا هر يك به دردى مبتلا گشتند ليك گلشنى در قعر آتش بهر ابراهيم ساخت تا شود بر خلق ظاهر رفعت و شاءن حسين در عزاى شاه دين گرديد خود صاحب عزا
ادامه مطلب...
شب قتلست و امشب عرش را بنياد مى لرزد
شب قتلست و امشب تا سحر ز انديشه فردا شب قتلست بادا باد مى گويند جانبازان شب قتلست و مشكل باشد امشب راز دل گفتن شب قتلست و داند جبرئيل اين ظلم از امت شب قتلست در پاى پدر زين العبالرزان شب قتلست كلثوم از يزيد و شمر مى نالد
ادامه مطلب...
پر شد ز ديو و دد، چو بيابان كربلا
بنوشت دست كاتب قدرت به نام او صبح عزا، وتيره ، بروز دهم دميد زد چون خروس عرس ، پر اندر صباح قتل كاى لشگر قليل خليل الله !الرحيل ! كافيست بهر آدميان ، حرز ديو بند احباب شاه تشنه و اصحاب ابن سعد چون روبرو شدند به هم ، خيل انبياء آندم ، كه بر خورند به گرداب خون ، به هم نبود بعيد، جوهرى افتد، گر از قلم ولادت امام حسين (عليه السلام )
ادامه مطلب...
حمد و سپاس و شكر بى پايان به درگاه ذات اقدس جميل ازلى و ساحت جلال واجب الوجود، و منت بى كران كريم مطلق و رافع اعظم را كه فرصتى عنايت فرمود، تا آموخته هاى مكتب زندگى را براى سالكان عشق حسينى همساز با نواى دردمندان و جانبازان اهل بيت بنگارم . باشد تا در ذهن طالبان و فدائيان حسين بن على عليه السلام بيت المقدسى را مصور سازم كه ، طوافگاه اهل وفا، و فضايش از سحاب مكرمت يزدانى و نور ايمانى در تجلى ، و تربتش صفاى دل دردمندان است .
والا مقام حسين عليه السلام نواده پيغمبر (ص) و فرزند على عليه السلام و نور چشم فاطمه زهرا عليها السلام خود بشخصه داراى چنان مرتبه و مقامى است ، كه هيچ يك از افراد بشر از آنزمان تا به امروز توان همپايى ، با صفات عالى آن حضرت را نداشته است . حسين سيدالشهدا زنده است ، و تا ابد زنده خواهد بود. او به سه شرف مشرف است : او از سوى پيامبر اسلام ، فرزند پدر بزرگوارى چون على عليه السلام و دوم زاده مادرى گرامى چون زهراى مرضيه ، سوم قهرمان واقعه صحراى كربلا و عاشق عشق خدا بودن و شهادت در راه حق ، و تسليم بودن ، و بدنبال تقدير و سر نوشت گام برداشتن ، به ديدار خدا رفتن و در راه خدا مردن براى جاودانى ماندن اسلام ، و كوته كردن دست يزيديان از ساحت اسلام و عترت پيامبر و ولايت امر، و تسليم بودن به سليم حقانيت . حسين (عليه السلام ) زنده راه شهادت بود، و كربلا ميعادگاه عشق او با خالق يكتا، و آموزشگرى نمونه در مدرسه حق تعالى در دوران زندگيش .
ادامه مطلب...
قيام حضرت حسين بن على عليه السلام در برابر حكومت اموى از مقاطع حساس و زيباى تاريخ اسلام است .
با استقرار حكومت معاويه بن ابى سفيان كه خلافت يعنى حكومت رهبر دينى برگزيده مسلمانان را به حكومت سلطنتى تبديل نمود و با تجديد جلال و شكوه دربار امپراطوريهاى روم و ايران به حكمرانى بر مردم پرداخت بدون اين كه خود را موظف به پاسخگويى به آنان بداند، سنت پيامبر (ص) دستخوش يك دگرگونى بنيادى گرديد.
تا معاويه زنده بود اميد مى رفت كه با پايان حكومت وى كار به مسير صحيح خود كه خلافت يا امامت بود باز گردد و آب رفته به جوى باز آيد ليكن با نصب يزيد به جانشينى بمثابه سلطان موروثى مطلق العنان ، آن اميد بر باد رفت و بزرگان جامعه مسلمين خود را در برابر موقعيت جديدى يافتند كه با آموزشهاى پيغمبر اسلام هيچگونه سازگارى نداشت .
ادامه مطلب...
روزى پيغمبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم در مسجد نشسته بودند، كه جمعى از قريش وارد شدند و با آنها ابن سعد ملعون هم بود.
رنگ پيغمبر صلّى الله عليه وآله وسلّم متغيّر شد و حالش دگرگون گرديد، اصحاب عرض كردند: يا رسول الله تو را چه مىشود؟! حضرت فرمود: به ياد آوردم آنچه بر اهل بيت من وارد مىشود از كشتن وزدن و سّب و شتم و پريشان و در بدرى و اوّل سرى كه بر سر نيزه مىشود سر فرزندم حسين خواهد بود. (1)
ادامه مطلب...
تمام ايام زندگانى در شب و روز در سفر و حضر، حال پيغمبر صلّى الله عليه وآله وسلّم چنين بود، حتى در حال احتضار امام حسين عليه السلام را به سينه چسبانيد و عرق آن حضرت بر حسين عليه السلام جارى بود و ميفرمود: مرا با يزيد چه كار است، خدا يزيد را لعنت كند و به او بركت ندهد. پس غش كرد، باز بحال آمد، بعد امام حسين عليه السلام را بوسيد و اشك ميريخت و مىفرمود: مرا با قاتلين تو نزد خدا موقفى خواهد بود. (1)
ادامه مطلب...
ابن عباس مىگويد: در ركاب حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام بودم در زمانى كه به صفين تشريف مىبردند، وقتى كه به نينوا رسيديم، نزديك شط فرات بود، با صداى بلند فرمود: يابن عباس آيا اين مكان را مىشناسى عرض كردم: خير نمى شناسم! فرمود: اگر مىشناختى مثل من، از آن نمى گذشتى مگر مثل من گريه مىكردى. پس حضرت على عليه السلام گريه شديدى نمود؟ تا اينكه محاسن شيريفش تر شد و اشكها برسينه اش جارى گرديد.
ما هم به تبع آن حضرت گريه كرديم.
سپس حضرت فرمود: اُوّه اُوّه، مرا با آل سفيان چكار است كه جنگ كنيم آنها از جنود سپاهيان شيطانند، اى اباعبدالله صبر كن زيرا هر بلائى كه بسرت اينها مىآورند، سر من آوردند، سپس حضرت آبى جهت وضو گرفت و وضويى ساخت و چند نماز خواند، باز آن حرفها را زد، بعد يك مقدار خواب رفته و بعد بيدار شد، سپس فرمود: يابن عباس آيا از خوابى كه ديده ام تو را با خبر كنم عرض كردم: انشاءالله كه خير است! بفرماييد، حضرت فرمود: ديدم گويا مردانى با علمهاى سفيد از آسمان به زمين آمدند، شمشيرهاى سفيد و درخشنده بر كمر داشتند، سپس گرد اين زمين خطى كشيدند، فرمودند: ديدم گويا شاخه هاى اين نخلها بزمين رسيده و در ميان خون شناور شد، و گويا فرزندم حسين عليه السلام و ميوه دلم، و نور بصرم، در آن غرق شده و هر چه استغاثه ميكند. كسى به فريادش نمى رسد، و گويا آن مردانى را كه از آسمان آمده بودند. ندا مىكردند و مىگفتند: اى آل رسول صبر كنيد.
كه شما را خواهند كشت. و شما بدست يك مشت مردم شر كشته خواهيد شد. و اينك بهشت مشتاق شما است. اى اباعبدالله.
ادامه مطلب...
صفحه قبل1...1011121314...47صفحه بعد