آيا ياري کنندهاي هست؟فرياد استغاثه و ياريخواهي امام حسين «ع» در روز عاشورا پس از شهادت همه ياران، فرزندان و خويشاوندان است.چون دشمن قصد حمله به خيمههاي اهل بيت را داشت و صداي آنان به گريه و فغان بلند بود، امام حسين «ع» اينگونه استغاثه کرد، شايد غيرت شنوندگان را برانگيزد تا مانع هجوم لشکريان به حريم حرم شوند.
نداي «هل من ناصر» حسين «ع» هنوز و هميشه در گوش تاريخ طنين انداز است و وجدانهاي بيدار و همه آزادگان را به مقاومت در برابر ستم فرا ميخواند و به نصرت دينخدا و ياري ولي خدا ميطلبد.کسي که نداي نصرت خواهي و «استنصار» حجت خدا رابشنود ولي پاسخ ندهد، اهل دوزخ است.امام حسين «ع» در مسير کوفه به دو نفر برخورد و پس از گفتگو وقتي از آنان دعوت به ياري کرد، آنان کهنسالي و قرضهاي خود را بهانه آوردند تا همراه امام نشوند.حضرت فرمود: پس از منطقه دور شويد تا مرا نبينيد و صدايمرا نشنويد که به عذاب الهي گرفتار ميشويد: «فانطلقا فلا تسمعالي واعية و لا تريالي سوادافانه من سمع واعيتنا او راي سوادنا فلم يجبنا و لم يغثنا کان حقا علي الله عز و جل ان يکبهعلي منخريه في النار».[1] .
ادامه مطلب...
مراسم سنتي در عزاداري ايام عاشورا که عمدتا در شهرستان اردبيل برگزار ميشود وطشتهاي آب را در مساجد و حسينيهها ميآورند و رمزي از «فرات» است. «... نشانهها و مظاهري که نماينده محيط خاص است، مثل وجود طشت آب و چند ساقه گياه، به نشانه رودخانه و نخلستان...»[1] اين نشان ميدهد که در تعزيه عاشورا، استفاده از سمبلها رواج داشته و دارد.در توضيح بيشتر اين سنت مرسوم در اردبيل، در مطبوعات نوشتند: «اين مراسم از سه روز مانده به محرم در مسجد جامع، مسجد اعظم و سپس در مساجد ديگراجرا ميشود.طشتها را بالاي سرها ميگيرند و مسجد را دور ميزنند، سپس در داخل آنها آب ميريزند.مردم دست به طشت و آب آن ميزنند و نوعي بيعت با امام حسين «ع» است و حمايت از عباس «ع».آب طشتها را مردم در شيشههايي براي شفا و تبرک برميدارند. اين سنت از حادثه جوانمردانه آب دادن امام حسين «ع» به سپاه حر در روز 27 ذيحجه گرفته شده که آب مشکها را در طشتها ريختند و تمام لشکر حر و اسبان آنها را سيراب کردند.اين سنت سمبوليک، تاسي از اقدام سالار شهيدان است.»[2] به اين مراسم، «طشتگرداني» هم ميگويند.[3] .
پی نوشت ها :
[1] فصلنامه هنر، شماره 2، ص 163، مقاله «پژوهشي در تعزيه».
[2] روزنامه «رسالت» (3 / 4 / 72)، ص 5 گزارش «شوق کربلا».
[3] گزارشي از اين مراسم در اردبيل، در کيهان (3 / 4 / 72)، ص 17 چاپ شده است.
حرثمه مى گويد:
چون از جنگ صفين همراه على عليه السلام برگشتيم ، آن حضرت وارد كربلا شد. و در آن سرزمين نماز خواند. آن گاه مشتى از خاك كربلا برداشت و آنرا بوئيد سپس فرمود:
واها لك يا تربة ليحشرنَّ منك قوم يدخلون الجنّة بغير حساب
آه اى خاك ! حقّا كه از تو مردمانى برانگيخته شوند كه بدون حساب داخل بهشت گردند.

ادامه مطلب...
آخوند ملا محمّد كاظم هزارجريبى (رضوان الله عليه ) فرمود: شنيدم از آقا ميرزا محمّد شهرستانى كه عالم جليل القدرى بود كه بر جنازه سيد بحرالعلوم نماز خواند فرمود:
من در اوايل جوانى مجاورت زمين كربلا را اختياركرده بودم رفيقى داشتم صالح و متقى ، مجاور نجف اشرف بود، از اهل خاتون آباد، اسمش حاج حسن على بود مكرر مرا تكليف مى كرد به نجف بروم و در آنجا مجاورت نمائيم ، زيرا در كربلا قساوت مى آورد و مجاورت در نجف به مراتب بهتر است ، تا شبى خواب ديدم در رواق حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام مى باشم و همان رفيقمان حاج حسن على هم آنجا بود و بر من مجاورت كربلا را باز انكار مى كرد.

ادامه مطلب...
تربت حضرت سيد الشّهداء بر اساس روايات موثّق آثار فراوانى دارد، از آن جمله :
1 - طبق روايات رسيده سجده كردن بر تربت حضرت حسين عليه السلام موجب قبولى نماز است ، كه امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
السُّجُودُ عَلى تُربَة الحُسين عليه السلام يَخرِقُ الحُجبُ السَّبعة .
سجده كردن بر تربت امام حسين عليه السلام هفت حجاب را از (منع قبولى آن ) نماز بر مى دارد.

ادامه مطلب...
در روايت اهل سنت و شيعه مستندا نقل شده است كه امّ سلمه همسر پيامبر (ص ) مى گويد:
روزى رسول خدا (ص ) مشغول استراحت بودند كه ديدم امام حسين عليه السلام وارد شدند، و بر سينه پيامبر(ص) نشستند، حضرت رسول (ص ) فرمودند: مرحبا نور ديده ام ، مرحبا ميوه دلم ، چون نشستن حسين عليه السلام بر سينه پيامبر (ص ) طولانى شد، پيش خودم گفتم ! كه شايد پيامبر(ص ) ناراحت شوند ،و جلو رفتم ، تا حسين عليه السلام را بر دارم .
ادامه مطلب...
براى زيارت هيچ امامى، به اندازه زيارت حسين بن على(ع) در ( كربلا ) تاكيد نشده است.
حتى براى زيارت رسول خدا(ص) هم آن همه سفارش و دستور نيست.
گاهى در روايات،زيارت ( كربلا )، از زيارت ( كعبه ) هم برتر و بالاتر به حساب آمده است و براى زيارت سيدالشهدا، پاداشى برابر دهها و صدها حج و عمره بيان شده است، بايد راز قضيه را فهميد.
لحن و بيانىكه در احاديث مربوط به زيارت سيدالشهدا(ع) به كار رفته است، بسيار جدى و آميخته با تاءكيدات فراوان است.
ضرورتزيارت را در هر حال و همواره مطرح مىكند، آن را براى يك شيعه و پيرو امام، در حد يك ( فريضه ) مىشمارد، ترك آن را بسيار ناپسند مىداند و هيچ عذر و بهانه و خوف و خطر را مانع از آن به حساب نمىآورد و به رسميت نمىشناسد.

ادامه مطلب...
زمين كربلا پنج درجه دارد.
درجه اوّل : از آب و خاك است مثل باقى زمين ها و اراضى كه درخت و گياه در آن ميرويد و زراعت ميشود.
درجه دوّم : مقام فيض و رحمت است ، كه از اين خاك مقدّس بواسطه قبول نمودن آن خضوع و انكسار را، در عالم تكليف تكوينى ، بنا به حديث ( و لا من ارض و لا مإ الّا عوقب لترك التواضع ) كه چنان فضيلت و رحمت در آن تربت پاك قرار فرموده اند كه همه عوالم امكان از آن تربت اقدس بهره و فيض ميبرند، بلكه فضائل و مناقب آن زمين مقدّس برترى دارد بر تربت مراقد همه ائمّه اطهار عليه السلام به مرقد انور حضرت محمّد (ص ) زيرا كه چند فضيلت در تربت حضرت سيّد الشّهدأ عليه السلام هست كه در تربت هيچ پيغمبرى و وصّى او نيست و در تربت هاى سائر ائمّه عليه السلام نيز نيست .

ادامه مطلب...
آنچه در زيارت حسين بن على(ع) بسيار چشمگير است، ثوابهاى كلان و پاداشهاى عظيم و محير العقولى است كه در روايات ائمه، براى آن بيان شده است.
امام صادق(ع) در روايتى، براى زيارت حسين بن على، ثوابى همچون پاداش نبرد در ركاب پيامبر و امام عادل بيان مىكند.(1) در جاى ديگر، پاداشى همچون اجر شهيدان ( بدر ) را نويد مىدهد.(2) و در احاديث بسيارى، ثواب حج و عمره مكرر رابراى آن بر مىشمارد.
در سخنى، امام صادق(ع) براى كسى كه به زيارت حسين برود، با اين خصوصيت كه نسبت به حق آن حضرت، معرفت و شناخت داشته باشد ( عارفا بحقه ) پاداش آزاد كردن هزار برده، و آماده كردن هزار اسب براى مجاهدان راه خدا را بشارت داده است.(3) و با تعبيرات ديگر، پاداشهايى كمتر و بيشتر نقل شده است.

ادامه مطلب...
شيخ اجل ، ابن قولويه ، استاد شيخ مفيد رحمه الله در كتاب كامل الزيارة به اسناد خود از محمد بن مسلم روايت كرده كه گفت : به مدينه رفتم و بيمار شدم . حضرت امام محمد باقر عليه السلام مقدارى آشاميدنى در ظرفى كه دستمال بالاى آن بود، به وسيله غلام خود برايم فرستاد و گفت : «اين را بخور كه امام على عليه السلام به من امر فرموده است كه بر نگردم تا اين دارو را بياشامى»
چون گرفتم و خوردم شربت سردى بود در نهايت خوش طعمى و بوى مشك از آن بلند بود.
پس غلام گفت : «حضرت فرمود چون بياشامى به خدمتش بروى»

ادامه مطلب...
صفحه قبل1...2324252627...47صفحه بعد