به نقل علامه سروى از يسع بن حمزه، مردى شرفياب محضر امام على بن موسىالرضا عليه السلام شد و پس از ايراد كلمه ألسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ رَسُولِاللَّه، گفت: من مردى باشم از دوستانِ شما و دوستانِ پدران شما كه از حجّ برگشتهام وخرج سفرم تمام شده، كه حتّى هزينه طىّ مرحلهاى را تا مرحله ديگر ندارم، پس در صورتى كه صلاح بدانيد خرج سفر مرا تا رسيدن به محل سكونَتَم مرحمت كنيد و چون من خود متنعِّم به نعمت الهى و داراىتمكُّنِ مالى مىباشم، هنگامى كه به شهر و ديار خود رسيدم، آنچه را به من دهيد براى شما صدقه خواهم داد، زيرا من خود اهل صدقه نيستم.
ادامه مطلب...
بعد از واقعه غدير خم در روز هجدهم ماه ذىالحجّه سال دهمهجرى كه (طبق شرح منقول و مندرج در دهها و دهها كتاب اختصاصى وصدها كتاب تفسير، حديث، تاريخ، كلام و غيره) در سرِ دست گرفتنِ پيامبر على را در برابر حدود صد و بيست هزار نفر مسلمانِ از حجّ برگشته و معرفى او را به مقام خلافت و واجب الاطاعه بودنِ بعد از خود خلاصه مىشود، اين موضوع زبان به زبان و گوش به گوش در سراسرِ مناطق گسترده مسلمان نشين پخش شد و دوست و دشمن از آن باخبر شدند.
ادامه مطلب...
شيخ صدوق از امام صادق عليه السلام روايت نموده كه حارث اعور به امام اميرمؤمنان عليه السلام عرض كرد: يااميرالمؤمنين! واللَّه من شمارا دوست مىدارم.
حضرت فرمود: اى حارث! اكنون كه مرا دوست دارى پس با من مخاصمه و دشمنى مكن،
و با من بازى مكن
ادامه مطلب...
علامه كشّى رجالشناس به نقل از صفوان بن مهران جمّال (يكى از اصحاب امام ابوالحسن موسى بن جعفر عليه السلام و شتربان بود كه شتران خود را جهت حمل و نقل بار و مسافر كرايه مىداد) آورده است كه گفت: وارد محضر امام ابوالحسن عليه السلام شدم، پس به من فرمود: اى صفوان! كارهاى توهمه نيكو و پسنديده است، جز يك كارَت!
گفتم: قربانت شوم! كدام كار؟
ادامه مطلب...
«نشانههاي ظهور» عبارت است از آن دسته از رخدادها که بر اساس پيشبيني معصومينعليهم السلام، قبل و يا در آستانه ظهور حضرت مهديعليه السلام پديد ميآيد و تحقّق هر يک از آن نشانهها نويدي از نزديکتر شدن آن قيام جهاني است؛ به گونهاي که با تحقق مجموعه رخدادهاي پيشگويي شده و به دنبال آخرين نشانه ظهور، حضرت مهديعليه السلام قيام خواهد کرد.
از آنجايي که در منابع ديني، قيام حضرت مهديعليه السلام، به عنوان يکي از نشانههاي برپايي قيامت شمرده شده است؛ پارهاي از نشانههاي ظهور به عنوان نشانههاي قيامت نيز شمرده ميشود. (اشراط الساعة)
ادامه مطلب...
و آنچنان است كه عالم جليل شيخ ابراهيم كفعمى در كتاب بلد الأمين و در كتاب الجُنّة الواقيه كه معروف است به مصباح كفعمى ذكر نموده است كه در همه مشاهد شريفه خوانده شود و در كتاب ثانى گفته كه چون خواستى داخل شوى بر پيغمبر(صلى الله عليه وآله) يعنى در مسجد شريف آن جناب يا در يكى از مشاهد ائمّه(عليهم السلام)پس بگو:
ادامه مطلب...
وي يکي از شخصيتهايي بود که امام حسين عليهالسلام را از ادامهي سفر به عراق نهي ميکرد.
روزي عبيدالله بن عباس خدمت امام حسين عليهالسلام رسيد و مسايل سياسي روز را و جنايات يزيد و سفاکي و کشتار خونين دودمان بنياميه را يادآور شد و گفت: اينها به دو کودک من رحم نکردند و آن دو را سر بريدند و سپس گريست،
ادامه مطلب...
وي کسي است که سيدالشهداء عليهالسلام از او ياري خواست، اما توفيق همراه شدن در کاروان کربلا را نيافت و امام را ياري نکرد. امام در منزلگاه قصر بنيمقاتل، خيمهي او را ديد، حجاج بن مسروق را فرستاد تا او را دعوت کند تا به اردوي امام بپيوندد و ياريش کند. وي بهانه آورد که از کوفه به اين خاطر بيرون آمدم که با حسين نباشم، چون در کوفه ياوري براي او نيست. پاسخ او را که به امام گفتند،
ادامه مطلب...
و شيخ شهيد(قدس سره) در كتاب دروس اكثر آن را در ضمن چهارده عدد ذكر نموده، و علاّمه مجلسى(رحمه الله) در تحفه در هفده عدد ذكر نموده، و شيخ مرحوم ثقة الإسلام نورى در كتاب تحيّة الزّائر كه آخرين تأليف آن مرحوم بود و به دست حقير خاتمه آن ختم شد زياده بر چهل گردانيده، و ما به جهت آن كه اين مجموعه را جامع كنيم، جمع كنيم بين تمام آن ها ولكن به جهت اختصار ادلّه آن ها را ذكر نمى كنيم مگر بعضى از آن ها را به طور مختصر:
اوّل: از آداب غسل كردن پيش از بيرون رفتن براى سفر زيارت;
ادامه مطلب...
اندر آنجا که باطل امير است اندر آنجا که حق سر به زير است
راستي زندگي ناگوار است مرگ، بالاترين افتخار است
زان شهيد سر از دست داده زان فداکار در خون فتاده
جاودان آيد اين بانگ پر شور «لا اري الموت الا سعاده»
آري!آزادمردان بکوشند بر ستمگر چون طوفان خروشند[1] .
ادامه مطلب...
صفحه قبل1...2223242526...47صفحه بعد