مادر مهتاب
سيد مهدى ميرداماد
پرده اول:
«يا عقيل! دخترى از طوائف مشهور عرب برايم انتخاب كن تا از او فرزندى شجاع، رشيد، دلير و با شهامت بوجود آيد.»
چند روزى بود كه اين درخواست علي(ع) فكر عقيل را مشغول كرده بود. همه او را متخصص در علم انساب مى دانستند و نظر او بر ايشان نافذ و قابل قبول بود .
مدتى كار عقيل شده بود تحقيق وتفحص در بين قبايل عرب و مطالعه در اخلاق و رفتار آنان و بعد از تمام پيگيرى ها، دخترى به نام فاطمه از طايفهى بنى كلاب را يافت كه تمام امتيازات ويژه را درخود جاى داده بود. حضرت، وقتى اوصاف اين زن را شنيد، دستور داد عقيل سريعاً براى خواستگارى از او اقدام كند.1
خرام ابن خالد، پدر فاطمه، مردى با صداقت و راستگو بود. او با كمال تواضع گفت: «يك زن باديهنشين با فرهنگ ابتدايى باديهنشيني، شايستهى شخصى درحد و مقام على بن ابى طالب(ع) نيست، او بايد زنى را كه فرهنگ بالاترى دارد، اختيار كند.»
ادامه مطلب...
ماه بنى هاشم و فخر عَدنان علامه بارع شيخ حسين دخيل مى گويد: در اواخر عهد عثمانى پس از زيارت عبر امام حسين به حرم عباس مشرف شدم. هوا گرم و ظهر نزديک بود. هيچکس در آن ساعت گرمى کوره آفتاب، در بارگاه قدس باب الحوائج درماندگان حضور نداشت. تنها يکى از خدام مقابل در ايستاده بود. او مردى شصت ساله بود و حرم را مراقبت مى کرد. من زيارت نامه را خواندم سپس نماز ظهر و عصر را گزاردم. آنگاه کنار قبر مطهر نزد سر نشستم در افکار خود غرق شدم. فکر مى کردم که عباس به برکت ايثار و فداکارى چه مقام والايى دارد در اين وقت زنى که از سر تا محجوبه بود نظرم را جلب کرد . آثار جلال و عظمت از وجود اين بانو آشکار بود و نوجوان 16 ساله اى او را همراهى مى کرد و معلوم بود که از اشراف کرد است اين دو قبررا طواف کردند سپس مرد بلند قامتى که چهره اى سفيد مايل به سرخى داشت و بعضى از موهاى ريشش سفيد شده بود وارد حرم شد. او لباس زيباى کردى به تن داشت و هيچيک از آداب زيارت را به جاى نياورد. بلکه پشت به قبر مطهر کرد و به تماشاى شمشيرها و خنجرها و ديگر سلاح هايى که آويزان پرداخت.
ادامه مطلب...
نگاهى به شخصيت و عملکرد حضرت عباس( عليه السلام )
اشاره:
زندگانى حکمت آميز و غرور آفرين پيشوايان معصوم (ع) وفرزندان برومندشان، سرشار از نکات عالى وآموزنده در راستاى الگوگيرى از شخصيت کامل و بارز آنان بودع ونيز درس هاى تربيتى آنان نسبت به فرزندان خويش ، در تمامى زمينه هاى اخلاقى و رفتاري،سرمشق کاملى براى تشنگان زلال معرفت وپناهگاه استوارى براى دهستداران فرهنگ متعالى اهل بيت عصمت (ع) وبه ويژه لراى نسل جوان ، خواهد بود. از آن جا که زندگانى پرخير و برکت اهل بيت (ع)دربردارندۀ دو اصل استوار « حماسه و عرفان»است،پرداختن به بعد حماسى زندگانى آنان وفرزندانشان که در معرض پرورش و تربيت ناب اسلامى قرار داشته اند، براى عامه مردم و به ويژه جوانان جذّاب وگام مؤثرى در عرصه تبليغ اهداف خواهد بود.همچنين غبار برخى شبهات عاميانه را لز چهره مخاطبان مبلغان ديني،در راستاى معرفى و تيليغ اهداف وانگيزه هاى اهل بيت (ع) خواهد سترد. شبهاتى از قبيل اين که چرا مبلغان بيشتر به جنبه هاى عاطفى وخصوصاً به مظلوميت اهل بيت پيامبر (ع) مى پردازند؟ اگرچه پاسخ به اين پرسش ساده ، براى مبلغان بسيار روشن و بديهى است، اما بايد به خاطر داشت که مبلّغ مى بايست ضمن پاسداشت احترام شنوندگان ومخاطبان خود، براى تأثيرى گذارى بيشترى درآنان ،پاسخگو و برآورنده نيازهاى روحى آنان ،بااطلاع رسانى بيشتد درابعاد حماسى آن بزرگ مردان حماسه و انديشه و هدايت نيز باشد. بااين پيش درآمد ، ميتوان باتبيين جنبه هاى حماسى شخصيت پور بى هماورد حيدر(ع) درزوايايى از زندگانى آن حضرت که کمتر بيان شده است،گام مؤثرى برداشت. اين نوشتار سهى دارد، بابررسى زندگانى حضرت عباس(ع) پيش از رويدادروز دهم محرم سال 61هجري،به ابعاد حماسى شخصيت او با نگاهى به فعاليت هاى دوران نوجوانى وشرکت وى در جنگ ها، چهرۀ روشن ترى از آن حضرت به تصوير کشد.
ادامه مطلب...
حضرت عباس ( عليه السلام ) مجموعه كرامات و فضائل
عقيل برادر بزرگ امير المؤمنين عليه السلام و 20 سال بزگتر از آنحضرت بود. او از کسانى بود که نظر و گفته اش در علم انساب حجت بود، در مسجد حضرت رسول ص براى وى حصيرى مى گذارند که بر آن نماز مى کرد و قبائل عرب براى شناخت و آگاهى از علم انساب به دورش جمع مى شدند و و در پاسخ مراجعات بسيار سريع الانتقال بود.
روزى حضرت امير سلام الله عليه به او فرمود: براى من همسرى از خاندان اصيل و دلير عرب در نظر بگير که مرا از روى فرزندى دليرزاده شود.
عقيل گفت: يا فاطمه که از قبيله کلاب مى باشد ازدواج کنيد چه آنکه از پدران او در عرب هيچکس شجاع نيست.
اگر چه علم و شناخت حضرت على ع به احوال قبائل و شجاعان و دلاوران عرب با علم عقيل قابل مقايسه نيست که نيازمند عقيل باشد زيرا او بود که ابوذر غفارى گفت: من با اميرالمؤمنين به بيابانى وارد شديم که مورچه بسيارى داشت. من گفتم: منزه است خدائى که خالق اين مورچگان است . زيرا بخدا قسم من تعداد اينها را مى دانم و نرو ماده آنان را مى شناسم.
اين وجود مقدس چگونه از انسابت عرب آگاهى ندارد در حاليکه به جزئيات امور از جمله نرو ماده بودن مورچه ها عالم است؟
ادامه مطلب...
نوادگان و فرزندان حضرت عباس ( عليه السلام )
اشاره
بى ترديد در بين شيعيان موضوع حادثه عاشورا بيشترين عناوين و پژوهشى را در قالب هاى مختلف و سطوح گوناگون به خود اختصاص داده است. مسأله عاشورا در اذهان عمومى شيعه بيشترين جايگاه را دارد. اما اين، بدان معنا نيست كه ديگر نقطه مبهمى در اين راستا نزد انديشه عمومى جامعه شيعه وجود ندارد، بلكه زواياى بسيارى از اين واقعه و شخصيت هاى آن، هم چنان در هاله ابهام مى باشد. از جمله اين موارد: سن، نام همسر و فرزندان شخصيت هاى برجسته اى در اين حادثه سترگ چون حضرت عباس(ع) است.
همسر و فرزندان حضرت عباس عليه السلام
حضرت ابوالفضل العباس(ع)، با لبابه دختر عبيدالله بن عباس، پسر عموى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله، ازدواج نمود.[1] لبابه، از بانوان بزرگ زمان خويش بود و در فضايى آكنده از نور و قرآن و مالامال از عطر روح نواز محبت به خاندان وحي، ديده به جهان گشوده و در سايه سار «قرآن و عترت» تربيت يافته بود. مادر لبابه، ام حكيم جويرى دختر خالد بس قرظ كنانى است.[2]
ادامه مطلب...
عبــاس فدايى ولايت
چون آفتاب حيدرى تابيد بر اُم البنين *** آن سان كه از نيسان شدى اندر صدف دُرّ ثمين بعد از فراغ
ماه بنىهاشم عيان گرديد از آن مه جبين *** تا آن كه گردد حامى دين خداوند مبين
بهر حسين بن على حق پرورد يار و معين *** چونان كه بودى مرتضى بر مصطفى يار و قرين
بر گو به ماه آسمان بنما رخِ خود را نهان *** زيرا كه گشته در جهان ماه بنىهاشم عيان(1)
امام على عليهالسلام بعد از فاطمهى زهرا عليهاالسلام طبق وصيت همسر با امامه(2) ازدواج كرد و مدتى بعد در صدد برآمد با يكى از زنان كه از خانوادهاى شجاع و دلير باشد، ازدواج كند تا خداوند فرزندى دلير از وى به او عطا فرمايد.(3) به اين منظور از برادرش عقيل كه در علم انساب تبحّر داشت، خواست بانويى از خاندانى اصيل را برگزيند و خود نيز به خواستگاريش برود. ابىنصر بخارى در اين باره مىنويسد: «قال اميرالمؤمنين عليهالسلام لعقيل بن ابى طالب ـ و هو اعلم قريش بالنسب ـ اطلب لى امرأةً ولدتها شجعان العرب حتى تلدلى ولدا شجاعا»؛(4) برايم بانويى بياب كه زادهى شجاعترين عرب باشد تا برايم فرزندى شجاع بياورد.
ادامه مطلب...
جمال حق ز سر تا پاست عباس *** به يكتايى قسم، يكتاست عباس
خدا داند كه از روز ولادت *** امام خويش را مىخواست عباس حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام در روز چهارم شعبان سال 26 ه . ق (1) در مدينه منوره ديده به جهان گشود .
علم در دست، مشك آب بردوش *** كه هم سر دار و هم سقاست عباس
نه در دنيا بود باب الحوائج *** شفيع خلق در عقباست عباس
هنوز از تشنه كامان شرمگين است *** ببين در علقمه تنهاست عباس
اگرچه زاده ام البنين است *** وليكن مادرش زهراست عباس
پدر بزرگوارش على بن ابى طالب قنداقه او را در بغل گرفت و پس از خواندن اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ، نام او را عباس گذارد .
ادامه مطلب...
جناب حجتالاسلام آقای قاضی زاهدی گلپایگانی میفرماید: من در تهران از جناب آقای حاج محمد علی فشندی که یکی از اخیار تهران است، شنیدم که میگفت: من از اول جوانی مقیّد بودم که تا ممکن است گناه نکنم و آنقدر به حج بروم تا به محضر مولایم حضرت بقیةاللّه، روحی فداه، مشرف گردم. لذا سالها به همین آرزو به مکه معظمه مشرف میشدم.
در یکی از این سالها که عهدهدار پذیرایی جمعی از حجاج هم بودم، شب هشتم ماه ذیحجه با جمیع وسائل به صحرای عرفات رفتم تا بتوانم قبل از آنکه حجاج به عرفات بیایند، برای زواری که با من بودند جای بهتری تهیه کنم. تقریبا عصر روز هفتم بارها را پیاده کردم و در یکی از آن چادرهایی که برای ما مهیا شده بود، مستقر شدم. ضمنا متوجه شدم که غیر از من هنوز کسی به عرفات نیامده است. در آن هنگام یکی از شرطههایی که برای محافظت چادرها در آنجا بود، نزد من آمد و گفت: تو چرا امشب این همه وسائل را به اینجا آوردهای؟ مگر نمیدانی ممکن 
ادامه مطلب...
ابـوالفـضـل ( عـليـه السـّلام ) از هـمـان كودكى به بعد، همگام حوادث بزرگى بود كه تنشى عميق در بنيادهاى فكرى مسلمانان ايجاد كرد؛ حوادثى نه خرد و نه ساده بلكه بس پـيـچـيـده و ريشه دار كه دقيقاً دور كردن اهل بيت از مراكز سياسى جامعه و به زير سلطه درآوردن آنـان را هـدف قـرار داده بـود. در ايـن دوران ، اعـمـالى در زمـيـنـه هـاى اقـتصادى و سياسى صورت گرفت كه با بسيارى از اصول و دستورات اسلامى مغايرت داشت . جلوه آشـكـار اين سياستگذارى در حكومت عثمان بود كه بخشيدن مناصب ادارى و امور دولتى به امـويـان و ((آل مـعيط)) و راندن بنى هاشم و ياران آنان از فرزندان صحابه از هرگونه مشاغل كليدى را وجهه همت خود كرد.
امـويـان بـر تـمـامـى دسـتگاههاى دولتى مسلّط شدند و خواسته و ناخواسته ، بحرانهاى حـادى در مـيـان مسلمانان به وجود آوردند. به طور قطع اكثر آنان نه گرايشى به اسلام داشـتـنـد و نـه كـمـتـرين شناختى نسبت به قوانين اسلامى براى ساختن جامعه اى بالنده و مبتنى بر محبت و همكارى و دورى از درجا زدن ، به دست آورده بودند. حكومت عثمان ، سرمايه دارى را در جـامـعـه حـاكـم كرد، به امويان و برخى از فرزندان قريش امتيازات ويژه عطا كـرد و راه گـردآورى و انـبـاشـتـن اموال به طور غيرمشروع را بر آنان گشود. اين سياست كـجـروانه موجب تنشهايى فراگير، نه تنها در زندگانى اقتصادى مردم ، بلكه در تمام جلوه هاى زندگى مردم گشت و تمام محافل
ادامه مطلب...
س از صـلح بـا امـام حـسـن ( عـليـه السـّلام ) مـعـاويـه كـه آمـال پليد خود را برآورده مى ديد، رهبرى دولت اسلامى را به عهده گرفت . هدف معاويه از مـيـان بـرداشـتـن حـكـومـت عـلوى ؛ يـعـنـى حـكومت محرومان و ستمديدگان و نمونه زنده و گـوياى حكومت پيامبر اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) بود و با به دست گرفتن خلافت ، تـمـامـى ارزشـهـاى اسـلامى و اهداف والاى اين دين مبين را زير پا گذاشت و آرمانهاى بلند اسلام ، قربانى مطامع بى شرمانه او گشت .
جهان اسلامى ، آسايش ، آرامش و امنيت را از دست داد و دچار كابوس هولناكى شد كه محنتها و فـجـايـعـى در خود داشت و عبوديت و خوارى بر آن سايه افكند. معاويه از همه ارزشها و سنتها روى گرداند و بر مسلمانان به گونه بى سابقه اى حكومت كرد. ناظران سياسى ، پيروزى او را پيروزى بت پرستى با تمام پليديهايش مى دانند.
پـس از صـلح بـا امـام حـسـن ( عـليـه السـّلام ) مـعـاويـه كـه آمـال پليد خود را برآورده مى ديد، رهبرى دولت اسلامى را به عهده گرفت . هدف معاويه از مـيـان بـرداشـتـن حـكـومـت عـلوى ؛ يـعـنـى حـكومت محرومان و ستمديدگان و نمونه زنده و گـوياى حكومت پيامبر اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) بود و با به دست گرفتن خلافت ، تـمـامـى ارزشـهـاى اسـلامى و اهداف والاى اين دين مبين را زير پا گذاشت و آرمانهاى بلند اسلام ، قربانى مطامع بى شرمانه او گشت .
جهان اسلامى ، آسايش ، آرامش و امنيت را از دست داد و دچار كابوس هولناكى شد كه محنتها و فـجـايـعـى در خود داشت و عبوديت و خوارى بر آن سايه افكند. معاويه از همه ارزشها و سنتها روى گرداند و بر مسلمانان به گونه بى سابقه اى حكومت كرد. ناظران سياسى ، پيروزى او را پيروزى بت پرستى با تمام پليديهايش مى دانند.
((سـيـد عـلى مـيـرهـنـدى )) مـى گـويـد:((بـا رسيدن معاويه به خلافت در شام ، حكومت به نـخـبـگـان بـت پـرسـت پـيـشـيـن بـازگـشـت و جـاى حـكـومـت دمـوكـراسـى اسـلامـى را اشـغـال كـرد و بـت پـرسـتـى بـا هـمـه وقـاحـت و پـليـديـهـايـش جان گرفت ، گويى كه رسـتـاخـيـزى تازه و آغازى دوباره براى بت پرستى بود. پرچم حكام اموى و فرماندهان سـپـاه شـام هـرجا برافراشته شد، رذالت ، انحراف اخلاقى و كجروى در فضايى وسيع گسترش يافت ...)). (44)
ادامه مطلب...
صفحه قبل1...1213141516...47صفحه بعد